تبليغاتX
خاله زنک

آقای "پاک نظر" یک مرد2زنه است.شهین خانوم وپری خانوم اسامی همسران عقدی ایشان هستند.

پری خانوم همسراول آقای پاک نظر زنی فهمیده وباشعوراست زیراباازدواج مجددهمسرخودموافقت فرموده .آقای پاک نظرمردی عادل است وتوانسته به خوبی عدل ومساوات رابین همسران خودبرقرارکند،ایشان یک شب درمیان درمنزلی که برای هرکدام ازهمسرانش به طورجداگانه خریداری فرموده است اقامت داردوآخرهفته هابادوستان خودبه سفرهای یکروزه سیاحتی وزیارتی میروند،الحق که چه زندگی سعادتمندانه ای!!!

امشب آقای پاک نظر مهمان خانه شهین خانوم است وپری خانوم درمنزل خودکه حقیقتآ ازلحاظ امکانات واسباب واثاثیه خانه مقبول ومناسبی است تنهانشسته ومشغول بافتن یک پلوربرای آقای پاک نظر است که باشروع فصل سرماآقای پاک نظر آن رابرتن کندوبه خودبرای داشتن چنین همسرفداکاروهنرمندی ببالد.پری خانوم به کاغذی که اندازه های آقای پاک نظر رادیروزگرفته ویادداشت کرده نگاهی میاندازدو

بعدباخودمیگوید"ماشاءالله چشمم کف پاشون چه قدوقامتی دارن یادم باشه فرداکه اومدن پیشم حتمآواسشون اسپنددودکنم..."بعدیه لحظه رفتنددرفکر وحواسشون پرت شدواشتباه بافتندومجبورشدندچنددونه آخرراازمیل درآورده وازنوببافند.

یکی اززیر...یکی ازرو....یکی اززیر....یکی...

"چه خوب که کامواسورمه ای داشت آخه این رنگ روخیلی دوست دارن هروقت هم میان پیشم میگن اون لباس خواب سورمه ای روبپوشم...."بعدیکدفعه رفتندتوفکروبک آن به خودشون اومدن که یک رج اشتباه بافتندواستغفرالله ی گفتن ودوباره ازنومجبوربه بافتن شدند.یکی اززیر...یکی ازرو...

"واسه شام فردابایدکلی خریدکنم آخه هرغذایی که به مذاقشون سازگارنیست همیشه ازآشپزی من تعریف میکنن ومیگن پری فقط تومیدونی چطوربایداین خندق بلا روآروم کرد....فقط تو!!!"ودوباره رفتندتوفکرو.......

ساعت از12گذشته بوداماپری خانوم هنوزمیل وکاموابه دست نشسته بودندبدون اینکه حتی یک رج ببافندچون هربارکه مشغول بافتن میشدندحواسشون پرت میشدواشتباه میبافتندوبایدازنوشروع به بافتن میکردندچنددقیقه به بافتنی خیره شدندوازجابلندشدندوجلوآیینه ایستادندوباتصویرخودشان مشغول حرف زدن باصدای بلندشدند.....

"چیه چی شده چی میخوای بدونی.........

 یعنی ازدستپخت اونم تعریف میکنه؟

مثل ماههای اول عروسیمون که هی بهم میگفت دوسم داره به اونم میگه دوستت دارم؟

راستی کدوممونو بیشتردوست داره؟

اولهابهم میگفت جوجوی من!اونوبه چه اسمی صدامیکنه؟

پیش اون که هست حرفی ازمنم میزنه؟

کدوممون خوشگلتریم؟

خب من سنم ازاون بیشتره ولی اون قدش5سانت ازمن کوتاهتره اما....چشاش آبیه آقا رنگ سورمه ای رودوست داره رنگ آبی روچی؟

 یعنی واسه اونم لباس خواب سرمه ای خریده؟

بهش چی میگه وقتی دستشومیگیره وقتی بغلش میکنه وقتی موهاشونازمیکنه وقتی میبوسدش ....؟

...........آخ بسه بسه بسه....دیگه خسته شدم...این حرفهارونزن توزن باکمالاتی هستی شوهرت یه موی گندیده توروباهیچکی عوض نمیکنه مگه یادت نیست خودت بهش اجازه دادی !!!پری خانوم سرش راپایین انداخت وسراغ بافتنی رفت وشروع به بافتن کرد درحالی که زیرلب میگفت

"آره من اجازه دادم ولی مگه چاره ای هم داشتم اینجوری اقلآیک شب درمیون مال منه وته ذره خانومی بودنم حفظ میشه کاش منم مردبودم تاحقم اززندگی تمام وکمال بودنه نصف سهم ازهرچیزی!!!!........

ازطرف دیگرآقای پاک نظرهنوزبیداربودندوبه این فکرمیکردندکه چطورهر،یکی،رابه دوقسمت مساوی تقسیم کنندتامحکوم به بی عدالتی ونامردی نشوندواینکه چراباداشتن دوهمسرواین همه مال وثروت بازهم درزندگی شادوراضی نیستند؟!؟!؟

نوشته شده در چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت توسط عاطفه شهباز| |