تبليغاتX
خاله زنک
آخ اگه بدونی چه کیفی داره که همشون ازت بترسن اماتوازهیچکدومشون نترسی!!!

توکه نمیدونی صدای شکستن استخوانهاوضجه کشیدنشون ازدردوقتی کتکشون میزنی چقدرخوبه!وقتی لوله تفنگت روبه سمتشون نشونه میری ودودوزدن چشمهاشونومیبینی یاموقعی که درحال دویدنشون گلوله آزادمیشه وتنشون رومیشکافه وخونشون میپاشه روزمین اونوقته که جیگرت حال میادوقتی جون دادنشون رومیبینی نفست تازه میشه آخ چقدربوی خون رودوست دارم چقدرنابودشدن نسلشون رودوست دارم.

چراچپ چپ نگام میکنین؟!هرکی یه کاری داره امامن خودم کارم روانتخاب کردم وعاشق کارم هستم تاآدمهاآرامش داشته باشن البته من اینکاروواسه منت گذاشتن وتشکرآدمهاانجام نمیدم  چون دارم طبق وظیفه ام عمل میکنم وپولشومیگیرم امالذتی روکه آخرروزوقتی لشهای غرق به خونشون روازپشت ماشین خالی میکنم روبادنیاعوض نمیکنم وهمین واسم کافیه که شرشون ازسرمردم کم بیشه ودیگه نتونن آسیبی برسونن مگه نمیبینی وقتی به حال خودشون ولشون میکنی هارمیشن وپاچه میگیرن وپارس میکنن اگه الان نکشمشون حمله میکنن وآسیب میرسونن خودمن چندباراگه دیرجنبیده بودم تیکه تیکه ام کرده بودن به سگ جماعت رحم نیومده اونم ازنوع خیابونیش خب من جونم روگذاشتم وسط وکارمندمبارزه باسگهای خیابونی شدم واینقدرنسبت به کارم مسئولم که یه هفته است شیشه عینک ذره بینیم شکسته اماوقت نکردم برم دکترعوضش کنم باتری سمعکم هم ضعیف شده اونم نرسیدم باتری نوبراش بخرم. خب درسته که چشمهام خوب نمیبینه امامیتونم دویدن روببینم گوشم خوب نمیشنوه اماصدای فریادروکه میشنوم ودماغم که بوی خون رومیفهمه پس کارم روانجام میدم یعنی هرچی بدوه وفریادبزنه میزنمش وخونش رومیریزم به این میگن حس مسئولیت کاری!!!بازم میگم من اینکارو واسه تشکروقدردانی انجام نمیدم نمیخوام هم منت بذارم امااین یک هفته عجیب کارم زیادشده!!!

نوشته شده در چهارشنبه 3 تیر1388ساعت توسط عاطفه شهباز| |