تبليغاتX
خاله زنک
 آقای قاضی به هرکی بگین قسم میخورم که بی تقصیرم من مردپاک وخانواده داری هستم.اصلآخودتون روبذارین جای من. شماهم اگه جای من بودین همین کاری رومیکردین که من کردم

قاضی:آقاجواب منوبده من ازشماپرسیدم نصف شب توپارک چیکارداشتین؟

هیچی اومده بودم هواخوری

قاضی:نصف شبی اونم توشب به این سردی!

هواخوریه هواخوری هم که نبودراستش باعیالمون سرخرجی خونه حرفمون شد زدیم بیرون

قاضی:خودت زدی بیرون یاخانومت بیرونت کرد؟

اخلاق ِ زنهاروکه میشناسین اینقده زر...ببخشیدحرف زدکه دیدیم اگه بمونیم تاصبح مخمون تیلیت شده

قاضی:خب بعدش قضیه خانومه چیه؟

والامارفتیم توپارک تک وتنهانشستیم توعالم خودمون بودیم که یهوعین اجل معلق نمیدونم ازکجاسروکله این خانوم پیداشدوگفت"اگه مزاحمتون نیستم میشه کنارتون بشینم"ماهم پیش خودمون فکرکردیم دیده من مردپاکی هستم گرگ هم که زیاده حتمآواسه اینکه کسی مزاحمش نشه میخوادکنارمابشینه گفتیم بفرما

قاضی:یعنی شماازسروضع این خانم متوجه نشدی که منظورش چیه؟آخه خانمی که ازمزاحمت ایجادشدن نگرانه اون موقع شب بااین سرووضع میادبیرون؟

آقای قاضی خدااون بالاسرشاهده که به چشم خواهری متوجه چیزی نشدم! یعنی تانشست میخواستم بگم که اومدم اینجاتنهاباشم دیدم زشته به خانم به این مودبی بی احترامی کنم تازه بعدش برگشت وگفت"سیگارمیکشی؟"گفتم سیگارم روتوخونه جاگذاشتم.دست کردتوکیفش یه پاکت سیگارپدرمادر دار درآوردتعارف ماکردوبعدش هم بافندک طلائیش سیگارمون رو روشن کرد.ماهم دیدیم بده حالاکه طرف...ببخشیدخانومه این همه مرام گذاشته ومارونمک گیرخودش کرده حالش روبگیریم.بیچاره اولش فکرکرده بودما جای خواب نداریم منم چیزی ازعیالم بهش نگفتم آخه درست نیست آدم مسائل شخصی زندگیشو واسه غریبه هابریزه روداییره! اونم مثل یه آدم خوب ومهربون گفت غصه نخورم وپیشنهادکردشب برم خونش!

قاضی:مردحسابی می خوای باورم بشه که تواونموقع هم نفهمیدی منظورش چیه؟

نه آقای قاضی من مردصاف وساده ای هستم .نه اینکه مابه چشم خواهری نیگاش میکردیم گفتیم حتمآمیخوادبه داداشش کمک کنه جای خواب واسش جورکنه بعدش هم دست کردتوجیب ما...یعنی گفت"عجب شب سردیه دستکش هامونیاوردم میشه دستم روبکنم توجیب کت شماتاگرم بشم؟"تااومدم بگم نه خانم این چه کاریه خودش روچسبوندبه ماودستش روهم کردتوجیبمون خب منم دیدم اینکه منوحسابی نمک گیرخودش کرده تازه جای خواهرمون هم هست چه اشکالی داره واسه همین چیزی نگفتم.یه کم که گذشت سرش روگذاشت روشونه من وشروع کرد به گریه کردن و دردودل کردن اززندگیش وسختیهایی که دیده همون موقع بودکه فهمیدم یه چیزی ازجیبم کش رفت اماجلوش رونگرفتم آخه دیدم اینکه ماروباسیگارش حسابی نمک گیرکرده تازه شب هم میخوادجای خواب بهم بده زشته که واسه چندرغازکه ازجیبم ورداشته آبرو ریزی کنم 

قاضی:مردناحسابی خودت میگی سرهمین چندرغازبازنت دعوات شده زدی بیرون اونوقت میفهمی پولت رودزدیده چیزی نمیگی؟

 آقای قاضی شماکه زن عفریته منوندیدین که اونوبااین خانم قیاس میکنین ازخداکه پنهون نیست ازشماچه پنهون وقتی سرظریفش روگذاشت روشونه مون بوی عطروعبیرش همچین پیچیدتو وجودمون یادعیال خودمون افتادیم که همیشه بوی سیروپیازسوخته میده و وقتی هیکل ۱۰۰کیلوئیش روت می افته تنگی نفس میگیری تحفه تامیای هم بهش حرف بزنی زودبالش لحافت رومیده دستت که برو روکاناپه بخواب!خب آقای قاضی شماجای من بودیدحیفتون نمیومدپول بی زبون رودست همچین غول بیابونی بدین وازاون طرف دست همچین خانوم خوب وقشنگی البته جای خواهری ندین؟

قاضی زیرلب استغفرالله میگوید وبعد روبه مردمیکند "که خب اگه همه چیزخوب ودرست بودتوالان اینجاچیکارمیکنی؟

آقای قاضی من مردپاک وچشم وگوش بسته ای هستم سرم توکارخودمه ودنبال ناموس بقیه نیستم من فقط خواستم این خانم رودلداری بدم آخه خیلی کمکم کردو جای خواهری دیدم خیلی غصه میخوره خواستم یه ماچ کوچولوبکنمش تاآروم بشه که زنیکه سلیطه یهو ۱ کشیده محکم خوابوند زیرگوشم وتااومدم بگم کیف پولم روپس بده یه قشقره ای توپارک راه انداخت که همه مامورهای پارک ریختن سرم به جرم دزدی وایجادمزاحمت واسه نوامیس آوردنم اینجاحالااون بس نبودعیالم هم ازاین ور رفته تقاضای طلاق داده حالابیابه این ثابت کن که به توخیانت نکردم!

قاضی:واقعآفکرمیکنی نکردی؟

نه به پیربه پیغمبرنکردم اولآکه ۱ماچ بی قابلیت که خیانت نمیشه تازه اگرم باشه که این خانومه نذاشت خودتون که شاهدین زدزیرگوشم!خب این درسته آدم واسه گناه نکرده مجازات بشه اونم به این سنگینی؟اصلآاین منم که شاکیم هم ازدست عیالم که هی ایرادمیگیره ومنوسرگردون خیابونهاکرده هم ازدست این زنه که جیبمو زده وآبروموبرده هم ازدست تمام زنهای عالم که به مامردهای پاک تهمت ناروامیزنن!

قاضی:

نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت توسط عاطفه شهباز| |