مستراح بهتراست یادبل یوسی؟!
_عزیزم بازدوباره تودستشویی داری باخودت حرف میزنی؟
_نه جیگرطلای من،داشتم خداروصدهزاربارشکرمی کردم که همچین همسرنازنینی نصیب من کرده!الان میام بیرون
_واااا آخه توالت جای شکرگزاریه!
_فرق نداره من همه جاودرهرلحظه ای به توفکرمی کنم وبه شانسی که چندسال پیش درخونم رو زدومنوبه تورسوند
_امان ازدست زبون تو،به جای این حرفها اگه کهنه بچه روعوض می کردی من بیشترخوشحال می شدم
_آخ الهی من فدای اون ناخهای مانیکورشده ات برم که نبایددست به سیاه وسفیدبزنی وگرنه مبلغ قابل توجهی ازپولهای من باهاس صرف ترمیم دوباره اونهابشه
_اوه عزیزم بازتیکه پروندی ،پول من وتونداریم که تازش هم توکه نمیتونی ناخن بکاری ولاک بزنی و....یعنی واست حرف درمیارن وگرنه من که مخالفتی ندارم اصلآپول واسه خرج کردن ِ،پس چه بهترکه خرج زیبایی بشه مگه نه؟تازه این پولهاکه چیزی نیست فکرش روبکن اگه من چندهزارتاسکه مهریه سرعقدم رومیخواستم جای بحث داشت البته اون وقت هم باز توحرفی نداشتی چون حق طبیعی خودم روخواسته بودم مگه نه؟
_آره آره توراس میگی امابیاراجب اشتباهات گذشته حرف نزنیم خب؟
_اشتباه!!!!یعنی چی؟تودیگه منونمیخوای.... می دونستم می دونستم شمامردهاهمتون عین همین ،حرف سراینه که آقاحالاکه چندسال گذشته وبعدیه زایمان هیکل وظاهرمن مثل قدیم نیست فکرهای دیگه به سرش زده، من احمق روبگوکه ازکاروزندگی افتادم هی ازاین سالن ورزشی به اون سالن زیبایی می رم که ظاهرم سکسی بمونه که آقابپسنده اونوقت توبااحساسات پاک من بازی می کنی وبه من خیانت می کنی....من طلاااااااااق می خوام
_وای نه نه نه عزیزم به خدابه پیربه پیغمبرمنظورم این نبودمنظورم ازاشتباه این بودکه منِ خاک برسرواسه داشتن همچین گوهرگرانبهایی چندهزارتاسکه که سهله باهاس چندصدمیلیون تاسکه مهرت می کردم اصلآسرتاپای همچین زنی روباهاس طلاگرفت
_راس میگی؟!
_دروغم چیه مگه من مرض دارم باوجودهمچین زنی اصلآتاآخرعمربه هیچ زن دیگه ای فکریانیگاکنم؟
_اگه اینطوره که میگی پس چرا هی به مامانت سرمیزنی؟
_من بلانسبت شماگه بخورم دیگه ازصدفرسخی خونه مادرم هم ردبشم اصلآدیگه اسمش روهم نمیارم چندهزارتاسکه طلاکه مهریه مادرم نیست که براش دل بسوزونم
_آهان پس توغصه مهریه داری اگه اون نبودمن روهم عین مامانت ول میکردی می رفتی سراغ یه زن دیگه!
_ای ی ی ی خدامنوبکش راحتم کن !آخه به کی قسم بخورم که باورکنی عاشقتم، آخه اگه نبودم اینقدرمیرفتم میومدم پاشنه درخونت روازجامیکندم تاازت" بله" بگیرم،یادت که نرفته؟!
_پس بهم ثابت کن هنوزم دوستم داری
باشه الان میرم کهنه بچه روعوض می کنم غذادرست می کنم ظرفهارومی شورم خونه رومرتب می کنم و........خوبه؟!
_خوبه اماکافی نیست،واسه اثبات علاقه آقایون بایدمیزان دست بردن توجیبشون روبسنجی من یه انگشتر الماس دیدم مفت، چندمیلیون بیشترواست خرج ورنمیداره
_چندمیلیون!!!!
_اینکه چیزی نیست توخودت الان گفتی من بیشترازاینامی ارزم تازه اینکه دربرابرپول مهریه چیزی نیست
_میدونم میدونم ،توراس میگی تامن باشم دیگه این دهن صاحاب مرده روهیچ جاحتی تواون مستراح فکستنی بازنکنم وتِرنزنم به زندگیم
اوه عزیزم بازبی کلاس شدی،صدبارگفتم بگو دبل یو سی نه مستراح ،آخه شمامردهاچرادرست وبجاحرف زدنتون رویادنمیگیرین تاماخانمهااینقدربابت رفع ورجوع کردن اشتباهات شمامردها دچاراسترس نشیم.... واقعاکه !!!
خاله زنک یه آدم عامی ومعمولیه که توزندگیش نه کتاب خونده(چون کم سواده!), نه سینمارفته(چون ازتاریکی می ترسه!), نه عضوگروه یا دسته ای بوده(چون خیلی خجالتیه!) و نه حتی به روزنامه هایی که تومغازه دورسبزی و... می پیچن نگاهی انداخته!!! اما حرفهایی که میگه....!!