درکلاس روزگار

درسهای گونه گونه هست :

درس ِدست یافتن به آب ونان !

درس ِ زیستن کناراین وآن .

درس ِمهر ،

درس ِقهر ،

درس آشناشدن .

درس ِباسرشک ِ غم زهم جداشدن !

درکناراین معلمان ودرس ها ،

درکنارنمره های صفرونمره های بیست ،

یک معلم  ِبزرگ نیز

درتمام لحظه ها،تمام  ِعمر !

درکلاس هست ودرکلاس نیست !

نام اوست:مرگ !

وآنچه راکه درس میدهد ،

"زندگی" است !

(فریدون مشیری)

زندگی یکسال جدیدراپیش روی من قرارداده میخوام باتمام وجوددرآغوش بگیرمش وازشعف داشتنش لبریزازعشق وشوروشوق بشم.

زادروز امسال رافرسنگهادور از خانه پدریم جشن میگیرم درحالیکه قلبم رانزدعزیزانی که دوستم میدارندومن نیزدوستشان میدارم به یادگارگذاشته ام، وچشم به فردایی دارم که ازپس یک انتخاب من رابه آینده پیوندخواهدداد.

به امیدفردایی روشن

سپاس ازلطفتان که درشادیم سهیم شدید